بدون عنوان
پسر ما دندون 4 رو با سلامتی دراورد ولی قربونش بشم کلی سختی کشید این چند روز رو درگیر کارهای عید بودم خودتون که میدونید با بچه کوچیک خیلی سخته روز جمعه ایی دیگه واقعا خسته شده بودم ولی خدا رو شکر دیگه کارهای عیدم تموم شد دیروز با با احسان برای مدرکش رفته بود بروجرد 5 صبح رفت شب اومد ولی من تو خونه کلی حوصله ام سر رفت اصلا دوست نداشتم برای خودم غذا درست کنم مامانم گفت بیا اینجا ولی تو خونه خودمون با رادوین راحت تر بودم دیگه مامان جون زحمت کشید ناهارشون رو اوردن خونه ما منم کلی خوشحال شدم
رادوین دیگه خودش مستقل شده قشنگ راه میره امروز صبح لباسشویی روشن بود خودش بدو بدو اومده جلو ماشین لباسشویی نشسته تا 1 ساعت لباسها شسته شده اومده کنار . چند روزه که علاقه شدید به حموم و ببخشید دستشویی پیدا کرده تا در شون رو باز کنیم با سرعت زیاد خودشو میرسون و می خواد بیاد داخل دیروز گریه میکرد که فقط من رو تو دستشوی نگه دارید تا پامون رو بیرون میزاشتیم جیغ میکشید من نمی دونم این دیگه چه چیزی هست؟؟؟؟ هر وقت رادوین شیر بخواد میاد یقه لباسم رو میگیره میگه مامام اما مام
هنوز فیلم و عکس عروسیمون رو نگرفتم واقعا اعصابم رو خورد کرده اتلیه چند روزه که زنگ میزنم میگم زودتر بدید دیگه حتما با عروسی پسرم باید بیام تحویل بگیرم .

فقط کافی یه لحظه از چشمم دور باشی اینجا میایی منم مجبور میشم مستقیم ببرمت حوم الان دیگه جلوی در رو چیزی گذاشتیم تا نتونی بری ببخشید دوستان که این عکس رو گذاشتمااااااا

انم از حموم رفتنت

رادوین داره تو کارهای عید به من کمک میکنه

مجبور شدم کارتهای صدافرین رو بزنم به کمدت تا بیشتر در دید باشه با هات کار کنم

رادوین مشغول جارو کشدن هست . کلی تو کارهای عید پسملی کمکم کرده قربونت بشم


بدون عنوان
