رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

بدون عنوان

1391/12/14 11:53
نویسنده : رومینا
318 بازدید
اشتراک گذاری

 پسر ما دندون 4  رو با سلامتی دراورد ولی قربونش بشم کلی سختی کشید    این چند روز رو درگیر کارهای عید بودم  خودتون که میدونید با بچه کوچیک خیلی سخته  روز جمعه ایی دیگه واقعا خسته شده بودم  ولی  خدا رو شکر دیگه کارهای عیدم تموم شد دیروز با با احسان برای مدرکش رفته بود بروجرد 5 صبح رفت شب اومد ولی من تو خونه کلی حوصله ام سر رفت اصلا دوست نداشتم برای خودم غذا  درست کنم مامانم گفت بیا اینجا  ولی تو خونه خودمون با رادوین راحت تر بودم  دیگه مامان جون زحمت کشید ناهارشون رو اوردن خونه ما منم کلی خوشحال شدم قلب  رادوین دیگه خودش مستقل شده قشنگ راه میره امروز صبح  لباسشویی روشن بود خودش بدو بدو اومده جلو ماشین لباسشویی نشسته تا 1 ساعت لباسها شسته شده اومده کنار .  چند روزه که علاقه شدید به حموم و ببخشید  دستشویی پیدا کرده تا در شون رو باز کنیم با سرعت زیاد خودشو میرسون و می خواد بیاد داخل دیروز گریه میکرد  که فقط  من رو تو دستشوی نگه دارید تا پامون  رو بیرون میزاشتیم جیغ میکشید من نمی دونم  این دیگه چه چیزی هست؟؟؟؟    هر وقت رادوین شیر بخواد میاد یقه لباسم رو میگیره میگه مامام اما مام

 

 هنوز فیلم و عکس عروسیمون رو نگرفتم واقعا اعصابم رو خورد کرده اتلیه چند روزه که  زنگ میزنم میگم زودتر بدید دیگه حتما با عروسی پسرم باید بیام تحویل بگیرم .

 

 

 فقط کافی یه لحظه از چشمم دور باشی اینجا میایی منم مجبور میشم مستقیم ببرمت حوم الان دیگه جلوی در رو چیزی گذاشتیم تا نتونی بری   ببخشید دوستان که این عکس رو گذاشتمااااااا

 

انم از حموم رفتنت 

 

رادوین داره تو کارهای عید به من کمک میکنه 

مجبور شدم کارتهای صدافرین رو بزنم به کمدت تا بیشتر در دید باشه  با هات کار کنم 

 رادوین مشغول جارو کشدن هست .  کلی تو کارهای عید پسملی کمکم کرده قربونت بشم 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

مامان ساتیار
14 اسفند 91 12:04
خسته نباشی رومینا جون.. چه خوب کردی که زود شروع به خونه تکونی کردی.. و گرنه این دو هفته آخر همش استرس داری که با بچه ی کوچیک میشه کارا رو تموم کرد یا نه.. ایشاالله به خیر و خوشی
مامان ساتیار
14 اسفند 91 12:06
هزاررررررر ماشاالله رادوین جون.. خدا حفظت کنه خاله
مامان کیان کوچولو
14 اسفند 91 12:43
آخه چرا میری تو دستشویی خاله جوون .. مامانی دعواش نکنیاااااااا .. بذار بره ... من که این روزا به کار عید نمیرسم فقط دنبال کیانم از این ور میگیرم میره اون ور ...... و همینطور این وضع ادامه داره
مامان طه
14 اسفند 91 12:57
سلام عزیزم بیات بروزم
مامان ملینا و کوروش
14 اسفند 91 14:31
به به آقا رادوین پیشرفت کردی خاله آخه جا قحط که شما جوجوها صاف میرید تو حموم و توالتمن که تا غافل میشم دوست جونیت تو توالت یا حمومهدیشبم باباییش تو حموم بود من داشتم ظرف میشستم که آقا سرشو انداخته بود پایین رفته بود تو حموم بوس برای رادوین شیطون بلای خودم
معصومه
14 اسفند 91 21:42
سلام گلمم..ممنون عزیزم بابت راهنمای هات.. ماشاالله رادوین خان چه شیطونی شده ها.. چه عکسای قشنگی هم گاشتی دستت ندرده
روزهای شیرین
17 اسفند 91 1:51
ای خدا این وروجک حالا یک الش نشده ماشا... خیلی زرنگهههههههه خاله قربونش برزهرومینا اسفند دود کن بخدااااا دلم میخوا گازش بگیرم لپشو بکنم...
مامان پارسا
20 اسفند 91 9:02
عزیزم اونجا میری چکار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مامانی راست راستی هنوز فیلم و عکستون رو نیاوردین


سلام عزیزم خوبی اره هنوز اماده نشده کلی اعصابم خورد شده اینقدر حرص خوردم . موقع پول گرفتن خوبن ولی موقع تحویل دادن .............
nasema
21 اسفند 91 5:50
سلام اگه دلت یه عیدی موندگار و خوب با عکس دلخواه خودت میخواد زود بیا پیش من یک تقویم خوشگل و با کیفیت با عکس نی نی خوشگلت و تم دلخواه خودت فقط 2000 هزار تومان منتظر حضور گرمت هستم